لغت نامه دهخدا
خثا. [ خ ُ ] ( ع اِ ) تپاله. ( یادداشت بخط مؤلف ). گوه گاو. ( دهار ). آنچه از فضولات در بطن جانوران است. ( از تذکره ضریر انطاکی ص 140 ). سرگین و از مطلق آن مراد سرگین گاو است. ( از تحفه حکیم مؤمن ). اخثا. رجوع به اخثا شود.
خثا. [ خ ُ ] ( ع اِ ) تپاله. ( یادداشت بخط مؤلف ). گوه گاو. ( دهار ). آنچه از فضولات در بطن جانوران است. ( از تذکره ضریر انطاکی ص 140 ). سرگین و از مطلق آن مراد سرگین گاو است. ( از تحفه حکیم مؤمن ). اخثا. رجوع به اخثا شود.