خاک تنوره
مترادفها
رسوا شدن، خوار شدن
فرهنگستان زبان و ادب
{dust whirl} [علوم جَوّ] ستونی از هوا با چرخش سریع بر روی زمین خاکی خشک که گردوخاک و دیگر مواد سبک را با خود حمل می کند
جمله سازی با خاک تنوره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر او نتواند در مدیریت این پروژه بسیار بزرگ و حساس موفق شود، تمام اعتبار و آبروی خانوادگیاش در میان مردم به خاک تنوره خواهد رفت.
💡 بسیاری از سیاستمداران پس از انجام اقدامات اشتباه و بیپروا، ناگهان تمام جایگاه و اعتبار سیاسی خود را به خاک تنوره میریزند و از قدرت ساقط میشوند.
💡 با این تصمیم بسیار بیملاحظه و عجولانه، او تمام نقشههایی را که برای رسیدن به آیندهای پرشکوه و درخشان خود کشیده بود، به خاک تنوره ریخت.