لغت نامه دهخدا
حماید. [ ح َ ی ِ ] ( ع ص ) حمائد. ج ِ حمیدة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به حمائد و حمیدة شود.
حماید. [ ح َ ی ِ ] ( ع ص ) حمائد. ج ِ حمیدة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به حمائد و حمیدة شود.
(حَ یِ ) [ ع. حمائد ] (اِ. ) جِ حمیده، خوبی ها، خصلت های نیکو.
خصلت های پسندیده، خوبی ها.
خوبی ها، خصلتهای پسندیده، جمع حمیده
( اسم ) جمع حمیده خوبیها خصلتهای نیکو.
حمائد
جِ حمیده؛ خوبیها، خصلتهای نیکو.