حلوات

مترادف‌ها

شیرینی‌ها، خوشی‌ها، لذت‌ها

متضادها

تلخی‌ها

لغت نامه دهخدا

حلوات. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حلوة. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حلوة شود.

فرهنگ فارسی

جمع حلوه

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران