حفافه

لغت نامه دهخدا

( حفافة ) حفافة. [ ح ُف َ ] ( ع اِ ) بقیه کاه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بقیه اسپست. ( منتهی الارب ). || آنچه از موی و غیر آن ریزد. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با حفافه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاعر در این قصیده زیبا، با توصیف حفافه و ظرافت لایه‌های ابر در هنگام سپیده‌دم، تصویری بسیار خیال‌انگیز و لطیف از طبیعت خلق کرده است.

💡 در بررسی دقیق متن کهن، مشخص شد که حفافه و مرز باریک میان حقیقت و خیال، تم اصلی بسیاری از داستان‌های اساطیری و افسانه‌های قدیمی است.

💡 ظرافت و حفافه در ساختار این ساز موسیقیایی قدیمی، باعث شده است که نت‌های تولید شده دارای طنینی بسیار ملایم و اثربخش بر روح شنوندگان باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران