عفافه

مترادف‌ها

پاکدامنی، پاکی، حیا، خویشتن‌داری

متضادها

بی‌عفتی، فسق، فحاشی

لغت نامه دهخدا

( عفافة ) عفافة. [ ع َ ف َ ] ( ع مص ) به معنی مصدر عَف و عَفاف است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بازایستادن از زشتی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). بازایستادن. ( آنندراج ). رجوع به عف و عفاف شود.
عفافة. [ ع ُ ف َ ] ( ع اِ ) اسم است مصدر عَف را به معنی فراهم آمدن و گرد آمدن شیر در پستان، و گویند باقی ماندن آن است در پستان. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به عَف شود. || شیر فراهم آمده. باقی مانده شیر در پستان. ( منتهی الارب ). باقیمانده شیر در پستان پس از آنکه اکثر آن نوشیده شده باشد. ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) آبی است بنی نمیر را. ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با عفافه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اخلاق اسلامی، حفظ عفافه و خویشتن‌داری یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که یک فرد می‌تواند برای رسیدن به کمال انسانی کسب کند.

💡 جامعه‌ای که بر پایه ارزش‌های اخلاقی و حفظ عفافه بنا شده باشد، می‌تواند آرامش و پاکی بیشتری را در میان اعضای خود تجربه نماید.

💡 تربیت نسل جوان بر اساس اصول عفافه و پاکدامنی، از وظایف اساسی خانواده‌ها و نهادهای آموزشی برای حفظ سلامت جامعه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران