حشر گردیدن
مترادفها
محشور شدن، جمع شدن
لغت نامه دهخدا
حشر گردیدن. [ ح َگ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) دوباره زنده شدن:
آن ستون را دفن کرد اندر زمین
تا چو مردم حشر گردد یوم دین.مولوی.
فرهنگ فارسی
دوباره زنده شدن
جمله سازی با حشر گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در باورهای مذهبی، روزی فرا خواهد رسید که تمامی موجودات پس از مرگ برای پاسخگویی به اعمال خود در پیشگاه خداوند حشر گردند.
💡 مفاهیم مربوط به عدالت الهی و حشر گردیدن انسانها، ریشهی بسیاری از رفتارهای اخلاقی و رعایت قوانین در جوامع سنتی و مذهبی است.
💡 در متون مقدس، بر اهمیت اعمال نیک تأکید شده است، زیرا انسان میداند که روزی در محضر پروردگار حشر گردیده و برای ثواب یا عقاب آماده خواهد بود.