لغت نامه دهخدا
حسن حلوانی. [ ح َ س َ ن ِ ح َ ] ( اِخ ) مکنی به ابومحمد. در مکه حدیث میکرد و در سال 242 هَ. ق. درگذشت. او راست: «المسند فی الحدیث ». ( هدیةالعارفین ج 1 ص 267 ).
حسن حلوانی. [ ح َ س َ ن ِ ح َ ] ( اِخ ) مکنی به ابومحمد. در مکه حدیث میکرد و در سال 242 هَ. ق. درگذشت. او راست: «المسند فی الحدیث ». ( هدیةالعارفین ج 1 ص 267 ).
مکنی بابو محمد در مکه حدیث میکرد و اوراست المسند فی الحدیث