حسن اقائی
لغت نامه دهخدا
( حسن آقائی ) حسن آقائی. [ ح َ س َ ن ِ ] ( اِخ ) ابن حسین بن اسماعیل حسینی آقائی متخلص به «فانی » او راست: توفیقات الهیه. ( ذریعه ج 4 ص 500 ).
حسن آقائی. [ ح َ س َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت در 120 هزارگزی جنوب باختر ساردوئیه و 5 هزارگزی جنوب راه مالرو بافت به ساردوئیه. سکنه آن 25 تن است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
( حسن آقائی ) ابن حسین ابن اسماعیل حسینی آقائی متخلص به فانی اورست توفیقات الهیه
جمله سازی با حسن اقائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت پروژه جدید توسط آقای حسن اقائی بر عهده گذاشته شد تا با تخصص و تجربه بالای خود، باعث پیشرفت و بهبود کیفیت کار در شرکت شود.
💡 بر اساس تصمیمات هیئت مدیره، حسن اقائی به عنوان نماینده اصلی در جلسات مشترک با سازمانهای دولتی برای پیگیری امور مربوط به شرکت انتخاب گردید.
💡 در مصاحبه اخیر، حسن اقائی اعلام کرد که هدف اصلی او از تأسیس این مرکز، ایجاد فرصتهای شغلی مناسب برای جوانان تحصیلکرده در منطقه است.