حریشه

لغت نامه دهخدا

حریشه. [ ح َ ش َ ] ( ع اِ ) حرشا. خردل البر. رجوع به حرشا شود.
حریشه. [ ح َ ش َ ] ( اِخ ) موضعی است.

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز