حروس تصویر معنی حروس متضادها قناعت، بینیازی، بیمیلی لغت نامه دهخدا حروس. [ ح َ ] ( اِخ )نام موضعی در شعر عبیدبن الأبرص. ( معجم البلدان ).حروس. [ ح ُ ] ( اِخ ) نام عده ای از آبها در نجد. فرهنگ فارسی نام عده از آبها در نجد کلمات مرتبط حریضه شیحه احراص ذات الحاذ غباره