حرماس تصویر معنی حرماس لغت نامه دهخدا حرماس. [ ح ِ ] ( ع ص ) بلدٌ حرماس؛ ای املس؛ یعنی هموار و لخشان. || ارض حرماس؛ صلبة واسعة؛ زمین سخت و فراخ. ( منتهی الارب ). فرهنگ فارسی هموار و لخشان کلمات مرتبط رغنه صردح رقاق حرامس تملیس مسلوماء