حذران
مترادفها
احتیاط، مراقبت
متضادها
بیاحتیاط، بیپروا، غافل
لغت نامه دهخدا
حذران. [ ح ُ ]( اِخ ) از اعلام است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
احتیاط، مراقبت
بیاحتیاط، بیپروا، غافل
حذران. [ ح ُ ]( اِخ ) از اعلام است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).