حباران
لغت نامه دهخدا
حباران. [ ح ِ ] ( اِخ ) یاقوت از عمرانی روایت کند که حباران شهریست به شام. ( معجم البلدان ج 3 ص 206 ).
فرهنگ فارسی
یاقوت از عمرانی روایت کند که حباران شهریست به شام
حباران. [ ح ِ ] ( اِخ ) یاقوت از عمرانی روایت کند که حباران شهریست به شام. ( معجم البلدان ج 3 ص 206 ).
یاقوت از عمرانی روایت کند که حباران شهریست به شام