جموش

لغت نامه دهخدا

جموش. [ج َ ] ( ع اِ ) نوره سترنده. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || چاهی که آب در نواحی آن برآید. ( منتهی الارب ). || ( ص ) سنة جموش؛ سال خشک سوزاننده گیاه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

نوره سترنده یا چاهی که آب در نواحی آن بر آید یا سنه جموش سال خشک سوزاننده گیاه.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز