جمحی

لغت نامه دهخدا

جمحی. [ ج ُ م َ حی ی ] ( اِخ ) زیدبن عبداﷲاز محدثان است. رجوع به ریحانة الادب ج 1 ص 279 شود.
جمحی. [ ج ُ م َ حی ی ] ( اِخ ) محمدبن سلام بن عبداﷲ، مکنی به ابوعبداﷲ. از ادیبان و دانشمندان بزرگ است. احمدبن حنبل و ثعلب نحوی نزد وی تحصیل مراتب علمی کرده اند. او راست: کتاب طبقات الشعراء. این کتاب در مصر به سال 1920 م. به چاپ رسیده است. وی به سال 232 هَ. ق. درگذشت. ( معجم المطبوعات ص 708 ) ( ریحانة الادب ج 1 ص 279 ). و رجوع به لباب الانساب شود.

فرهنگ فارسی

محمد بن سلام بن عبدالله مکنی به ابو عبدالله از ادیبان و دانشمندان بزرگ است. احمد بن حنبل و ثعلب نحوی نزد وی تحصیل مراتب علمی کرده اند. او راست: کتاب طبقات الشعرائ این کتاب در مصر بسال ۱۹۲٠ م بچاپ رسیده است. وی بسال ۲۳۲ ق. درگذشت.

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز