جلطه
مترادفها
لخته، انسداد
لغت نامه دهخدا
( جلطة ) جلطة. [ ج ُ طَ ] ( ع اِ ) جرعه ای از دوغ سطبر. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جمله سازی با جلطه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پزشکان دائماً تأکید میکنند که تشخیص زودهنگام جلطه مغزی و انتقال سریع بیمار به بخش اورژانس میتواند از آسیبهای دائمی به سیستم عصبی جلوگیری کند.
💡 علائم هشداردهنده مانند بیحسی ناگهانی در یک سمت بدن و دشواری در صحبت کردن، میتواند نشانهای از وقوع یک جلطه بسیار خطرناک در مغز باشد.
💡 رعایت رژیم غذایی سالم و ورزش منظم، یکی از بهترین راهها برای کاهش خطر ابتلا به جلطه و بیماریهای قلبی-عروقی در میان افراد مسن است.