جزیمه
لغت نامه دهخدا
( جزیمة ) جزیمة. [ ج َ م َ ] ( اِخ ) ابن مدرکه. نام جدّ چهارم حضرت پیغمبر ( ص ) است. ( از انساب سمعانی ).
جزیمة. [ ج َ م َ ] ( اِخ ) ابن العابد مکنی به ابومحمد. ذکر او در سیرة عمربن عبدالعزیز آمده است. رجوع به کتاب مذکور ص 157 شود.
جمله سازی با جزیمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دوران حکومتهای اسلامی باستان، جزیمه مالیاتی بود که از غیرمسلمانان در قالب توافقهای سیاسی برای حفظ امنیت و خدمات دولتی دریافت میشد.
💡 تحلیلهای تاریخی نشان میدهد که نحوه جمعآوری جزیمه در شهرهای مختلف، بسته به قدرت دولت و نوع قراردادها، بسیار متفاوت و متنوع بوده است.
💡 در متون حقوقی و تاریخی قرون وسطی، بحث درباره عدالت در دریافت جزیمه از سوی حاکمان، یکی از موضوعات مورد بحث میان فقها بود.