جداسته
مترادفها
جدا شده، متمایز، گسسته
لغت نامه دهخدا
جداسته. [ ج ُ ؟ ] ( اِ ) مفارق. یعنی آنچه مجرد از ماده باشد. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( فرهنگ دساتیر ص 241 ).
جدا شده، متمایز، گسسته
جداسته. [ ج ُ ؟ ] ( اِ ) مفارق. یعنی آنچه مجرد از ماده باشد. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( فرهنگ دساتیر ص 241 ).