جادوسخنی
مترادفها
افسونگر، جادوگر
لغت نامه دهخدا
جادوسخنی. [ س ُ خ َ ] ( حامص مرکب ) صفت و کیفیت جادوسخن. || سخن فصیح و بلیغ.
فرهنگ عمید
فصاحت.
فرهنگ فارسی
۱- فصاحت. ۲- سخن فصیح و بلیغ.
افسونگر، جادوگر
جادوسخنی. [ س ُ خ َ ] ( حامص مرکب ) صفت و کیفیت جادوسخن. || سخن فصیح و بلیغ.
فصاحت.
۱- فصاحت. ۲- سخن فصیح و بلیغ.