جؤجؤ

مترادف‌ها

جوجه

متضادها

سکوت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] سینه و استخوان سینه را جُؤجُؤ می گویند و عنوان یاد شده در باب صلات به کار رفته است.
چسبانیدن سینه به زمین در سجده شکر مستحب است. در برخی روایات و نیز کلمات فقها چسبانیدن جؤجؤ و سینه، هر دو آمده است.
بررسی معنای جؤجؤ
برخی معاصران احتمال داده اند جؤجؤ و سینه به یک معنا باشند که در این صورت عطف سینه بر آن، عطف تفسیری و تأکیدی است و احتمال می رود جؤجؤ به معنای قسمت جلوِ سینه باشد که در این صورت عطف سینه بر جؤجؤ، عطف عام بر خاص خواهد بود.

جمله سازی با جؤجؤ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مزرعه کوچک پدربزرگم، هر صبح زود با صدای بانگ جؤجؤهای کوچک و شیرینی که از لانه بیرون می‌آمدند، بیدار می‌شدیم و برای غذا دادن به آن‌ها آماده می‌شدیم.

💡 کودک خردسالی که برای اولین بار در زندگی خود یک جؤجؤ زرد و نرم را در دست گرفته بود، با شادی بسیار زیاد و هیجان، مدام به آن لبخند می‌زد.

💡 وقتی مادر در آشپزخانه مشغول آماده کردن دانه‌ها بود، یک جؤجؤ کوچک با کنجکاوی به سمت او آمد و سعی کرد با نوک ریز خود، غذاها را امتحان کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران