لغت نامه دهخدا
( ثبنة ) ثبنة. [ ث ُ ن َ ] ( ع اِ ) ثبن. ثبین. ثبان. دامن جامه و مانند آن که در آن خرما و جز آن کرده در بر گیرند. || آنچه در کش گرفته شود. ج، ثُبَن.
ثبنة. [ ث َ ب ِ ن َ ] ( اِخ ) موضعی است.
( ثبنة ) ثبنة. [ ث ُ ن َ ] ( ع اِ ) ثبن. ثبین. ثبان. دامن جامه و مانند آن که در آن خرما و جز آن کرده در بر گیرند. || آنچه در کش گرفته شود. ج، ثُبَن.
ثبنة. [ ث َ ب ِ ن َ ] ( اِخ ) موضعی است.