توغیض

مترادف‌ها

خشم، غضب، غیظ، دلخوری

متضادها

آرامش، خشنودی، شادی

لغت نامه دهخدا

توغیض. [ ت َ ] ( ع مص ) پرکردن آوند را: وغض فی الاناء. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با توغیض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شنیدن خبر بی‌عدالتی در حق افراد بی‌گناه، باعث ایجاد توغیض و خشم شدیدی در میان اعضای جامعه شد که همگی خواستار اجرای عدالت و تغییر بودند.

💡 او با دیدن رفتار غیرمنطقی و خودخواهانه مدیر شرکت، دچار توغیض شد و تصمیم گرفت به صورت رسمی و کتبی اعتراض خود را به مدیریت بیان کند.

💡 توغیض ناشی از نادیده گرفته شدن حقوق قانونی شهروندان، می‌تواند منجر به ناآرامی‌های اجتماعی گسترده و بی‌اعتمادی نسبت به نهادهای حاکمه در کل جامعه گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران