تواکل

مترادف‌ها

توکل، سپردن به خدا

متضادها

بی‌اعتمادی، ناامیدی

لغت نامه دهخدا

تواکل. [ ت َ ک ُ ] ( ع مص ) ترک دادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ترک گفتن کسی را و یاری او نکردن. ( از اقرب الموارد ). || بر یکدیگر اتکال کردن. ( مجمل اللغة از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). بر یکدیگر اعتماد کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط