تهالک

لغت نامه دهخدا

تهالک. [ت َ ل ُ ] ( ع مص ) تهالک علی الفراش؛ بر بستر افتادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || خمان و چمان رفتن زن. ( آنندراج ): تهالکت المراءة فی مشیتها؛ خمان و چمان رفت آن زن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ لُ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) باز افتادن، افتادن، تساقط. ۲ - تمایل یافتن در حین راه رفتن. ۳ - آزمند شدن، حریص شدن بر چیزی. ۴ - کوشش کردن به شتاب در امری. ۵ - (اِمص. ) آزمندی، ج. تهالکات.

ویکی واژه

(اِم
باز افتادن، افتادن، تساقط.
تمایل یافتن در حین راه رفتن.
آزمند شدن، حریص شدن بر چیزی.
کوشش کردن به شتاب در ام
آزمندی؛
تهالکات.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز