تنسوخ

واژهٔ تنسخ واژه‌ای مغولی است که در فارسی به عنوان اسم به‌کار می‌رود و بر چیزی دلالت دارد که نادر، بی‌همتا و در نهایت درجهٔ نفاست و ارزش است. این واژه در منابع معتبر لغوی همچون فرهنگ جهانگیری، برهان قاطع، فرهنگ رشیدی، ناظم‌الاطباء، انجمن آرا و آنندراج آمده است و در همهٔ آن‌ها مفهومی واحد یعنی «شیء گرانبها و بی‌همانند» را بیان می‌کند. همچنین صورت عربی‌شدهٔ این واژه تنسوق ذکر شده است.

در تعبیر ترکیبی و ریشه‌شناختی، «تنسخ» دارای معنایی خوش‌آیند است؛ زیرا در زبان ترکی، جزء دوم آن «سُخ» به معنای خوش یا دلپسند به‌کار می‌رود و بر همین اساس، این واژه در ترکیب فارسی می‌تواند به‌صورت استعاری به معنای چیزی خوشایند برای تن یا جسم انسان باشد. بدین‌ترتیب، «تنسخ» نه‌تنها نشانهٔ ارزش مادی و کمیابی است، بلکه بار معنایی زیبایی و دل‌پسندی را نیز در خود دارد.

در بررسی تاریخی واژه، می‌توان دید که «تنسخ» از دیرباز در متون لغوی فارسی جایگاه ویژه‌ای داشته و به تدریج در زبان فارسی رسمی به عنوان واژه‌ای ادبی و فاخر تثبیت شده است. این واژه در کنار دیگر واژگان مأخوذ از زبان‌های ترکی و مغولی، نمود بارزی از تأثیر متقابل فرهنگی در دوران میانهٔ تاریخ ایران است و از این جهت، مطالعهٔ آن نه‌فقط جنبهٔ زبانی بلکه جنبهٔ فرهنگی و زیبایی‌شناختی نیز دارد.

فرهنگ عمید

= تنسخ

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز