تملیق

لغت نامه دهخدا

تملیق. [ ت َ ] ( ع مص ) به ماله زمین شیارکرده را برابر کردن و دیوار را تابان گردانیدن بدان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تملیس شود. || با عصا زدن کسی را. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

به ماله زمین شیار کرده را برابر کردن و دیوار را تابان گردانیدن بدان. یا با عصا زدن کسی را.

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز