تمعن
مترادفها
تأمل، اندیشه، تفکر
متضادها
غفلت، بیتوجهی
لغت نامه دهخدا
تمعن. [ ت َ م َع ْ ع ُ ] ( ع مص ) خویشتن رابه انقیاد خوار و ذلیل نمودن. ( از اقرب الموارد ).
تأمل، اندیشه، تفکر
غفلت، بیتوجهی
تمعن. [ ت َ م َع ْ ع ُ ] ( ع مص ) خویشتن رابه انقیاد خوار و ذلیل نمودن. ( از اقرب الموارد ).