لغت نامه دهخدا
تماوت. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) مردگی نمودن به دروغ. ( زوزنی ). خودرا مرده نمودن. ( آنندراج ). خود را به حالت مردن وانمود کردن. ( ناظم الاطباء ). || خود را واکشیدن از مناهی، و پارسایی به دروغ و ریا. ( آنندراج ).
تماوت. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) مردگی نمودن به دروغ. ( زوزنی ). خودرا مرده نمودن. ( آنندراج ). خود را به حالت مردن وانمود کردن. ( ناظم الاطباء ). || خود را واکشیدن از مناهی، و پارسایی به دروغ و ریا. ( آنندراج ).
خود را مرده وانمود کردن، خود را به مردن زدن.
مردگی نمودن به دروغ. خود را مرده نمودن.