تلماح
لغت نامه دهخدا
تلماح. [ ت َ ] ( ع مص ) درخشیدن برق و ستاره. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
درخشیدن برق ستاره.
تلماح. [ ت َ ] ( ع مص ) درخشیدن برق و ستاره. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
درخشیدن برق ستاره.