تلاله

مترادف‌ها

درخشش، لمعان، برق، تابش

لغت نامه دهخدا

( تلالة ) تلالة. [ ت َ ل َ ] ( ع اِ ) از اتباع است، یقال: جأنابالضلاله و التلالة. ( منتهی الارب ). ضلاله و گمراهی و یا از اتباع ضلالة است. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تلال شود.

کلمات مرتبط