تلاتل

لغت نامه دهخدا

تلاتل. [ ت َ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ تَلتَلة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ):
واختل ذوالمال و المثرون قدبقیت
علی التلاتل من اقوالهم عقد.
و گویند تلاتل شدائد مقلقه است و واحدی ندارد. ( از اقرب الموارد ). جمع تلتله. رجوع به تلتله شود.
تلاتل. [ ت ُ ت ِ ] ( ع ص، اِ ) فربه نازک اندام. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز