تقلیص
مترادفها
کاهش، تقلیل، کم کردن
متضادها
افزایش، گسترش، توسعه
لغت نامه دهخدا
تقلیص. [ ت َ ] ( ع مص ) همیشگی نمودن در رفتار و روش. || برچیدن و گرد آوردن پیراهن را و فراهم آمدن و برچیدن آن. ( لازم و متعدی است ). ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || تخلیص میان دوپا هنگام دشنام دادن و یا در جنگ. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با تقلیص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولت در تلاش است تا با اعمال سیاستهای سختگیرانه و تقلیص بودجههای عمومی، از بروز بحرانهای مالی بزرگ در سال آینده جلوگیری نماید.
💡 مدیر شرکت تصمیم گرفت برای کاهش هزینههای اضافی، ساعات کاری بخش تولید را تقلیص داده و تعداد برخی از نیروهای غیرضروری را نیز کم کند.
💡 با گسترش روزافزون تکنولوژیهای نوین، نیاز به نیروی کار انسانی در بسیاری از بخشهای صنعتی به شدت تقلیص یافته و جایگزین ماشینآلات شده است.