تقلقل

مترادف‌ها

بی‌قراری، لرزش، ناپایداری

متضادها

آرامش، سکون، ثبات

لغت نامه دهخدا

تقلقل. [ ت َ ق َ ق ُ ] ( ع مص )جنبیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گردیدن در شهرها. ( از اقرب الموارد ). || بیقراری و اندوه. || آواز کردن صراحی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. جنبیدن.
۲. سبک شتافتن.
۳. در شهرها آمدورفت کردن.

کلمات مرتبط