تقدیم فرمودن
مترادفها
ارائه دادن، عرضه کردن، بخشیدن، دادن
متضادها
گرفتن، دریافت کردن، پس گرفتن
لغت نامه دهخدا
تقدیم فرمودن. [ ت َ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) پیش انداختن. مقدم داشتن. پیش داشتن کسی بر دیگری: از حقوق رعیت بر پادشاه آن است که... بهوا در مراتب، تقدیم و تأخیر نفرماید. ( کلیله و دمنه ). || انجام دادن. بجا آوردن: رسوم لشکرکشی و آداب سپاهداری از نوعی تقدیم فرمود که در روزنامه سعادت به اسم وصیت او مورخ گشت.( کلیله و دمنه ). سلطان در مقابله آن اضعاف الطاف تقدیم فرمود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 299 ).
فرهنگ فارسی
پیش انداختن مقدم داشتن
جمله سازی با تقدیم فرمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با کمال تواضع و احترام، نتایج تحقیقات ارزشمند خود را به هیئت علمی دانشگاه تقدیم فرمود تا مورد بررسی دقیق اساتید برجسته قرار گیرد.
💡 هنرمند جوان در پایان نمایشگاه خود، اثر ماندگارش را به یاد مادر فقیدش تقدیم فرمود و از تمامی حاضران برای حمایتهایشان تشکر کرد.
💡 مدیر شرکت در جلسه سالانه، گزارش پیشرفت پروژههای جدید را به هیئت مدیره تقدیم فرمود و از عملکرد عالی کارکنان قدردانی نمود.