تقدیم فرمودن
مترادفها
ارائه دادن، عرضه کردن، بخشیدن، دادن
متضادها
گرفتن، دریافت کردن، پس گرفتن
لغت نامه دهخدا
تقدیم فرمودن. [ ت َ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) پیش انداختن. مقدم داشتن. پیش داشتن کسی بر دیگری: از حقوق رعیت بر پادشاه آن است که... بهوا در مراتب، تقدیم و تأخیر نفرماید. ( کلیله و دمنه ). || انجام دادن. بجا آوردن: رسوم لشکرکشی و آداب سپاهداری از نوعی تقدیم فرمود که در روزنامه سعادت به اسم وصیت او مورخ گشت.( کلیله و دمنه ). سلطان در مقابله آن اضعاف الطاف تقدیم فرمود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 299 ).
فرهنگ فارسی
پیش انداختن مقدم داشتن