تقاذف

لغت نامه دهخدا

تقاذف. [ ت َ ذُ ] ( ع مص ) بهم انداختن و بهم انداخته شدن. ( زوزنی ). همدیگر را انداختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سنگ انداختن بسوی یکدیگر. ( از اقرب الموارد ). || شتابی کردن در اسب تاختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || روان شدن آب به شتاب. ( از اقرب الموارد ). || یکدیگر را دشنام دادن. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تشاتم. ( اقرب الموارد ).

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز