تفنگ خوردن

مترادف‌ها

تیر خوردن، مورد اصابت گلوله قرار گرفتن

لغت نامه دهخدا

تفنگ خوردن. [ ت ُ ف َ خوَرْ / خُر دَ ] ( مص مرکب ) تیر خوردن. گلوله خوردن. فرود آمدن گلوله تفنگ بر بدن:
به اشتهای غرض پسندان
زیان ندارد تفنگ خوردن.بیدل ( از آنندراج ).ز توپ آید سلامی هر مقامش
خورد یا رب تفنگی بر سلامش.محمد سعید اشرف ( ایضاً )

فرهنگ فارسی

تیر خوردن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران