تفسیر علمی تجربی به روشی از تفسیر قرآن گفته میشود که در آن مفسر تلاش میکند میان آیات قرآن کریم و یافتههای علوم تجربی مانند فیزیک، شیمی، زیستشناسی، پزشکی، کیهانشناسی و علوم انسانی ارتباط برقرار کند و معنای آیات را در پرتو این دانشها روشنتر سازد. در این روش، مفهوم «علم» به علوم تجربی اطلاق میشود که بر مشاهده، آزمایش و تجربه استوار هستند و از علوم عقلی مانند فلسفه متمایز میگردند. این نوع تفسیر از گذشته تاکنون مورد بحث و اختلاف نظر میان اندیشمندان اسلامی بوده است. برخی از متفکران مانند امام محمد غزالی استفاده از علوم جدید در فهم قرآن را مجاز و حتی مفید میدانند و آن را وسیلهای برای گسترش فهم معانی آیات تلقی میکنند. در مقابل، برخی دیگر مانند ابواسحاق شاطبی با این رویکرد مخالفت کرده و آن را موجب تحمیل نظریات علمی بر قرآن دانستهاند. در دوران معاصر نیز اندیشمندانی همچون امین خولی با نگاهی نقادانه، برخی اشکال این روش را مورد بررسی قرار دادهاند. در تعریف تفسیر علمی، برخی آن را تطبیق اصطلاحات علمی بر آیات قرآن و استخراج نظریههای علمی از آن میدانند. این دیدگاه گاهی به دو شکل افراطی یعنی «تحمیل نظریات علمی بر قرآن» و «استخراج علوم از قرآن» مطرح شده است. در کنار این دو، رویکرد معتدلتری نیز وجود دارد که بر «استخدام علوم در فهم بهتر قرآن» تأکید میکند. در مجموع، تفسیر علمی تجربی روشی تفسیری است که با هدف افزایش فهم معانی قرآن، از دستاوردهای علوم تجربی بهره میگیرد، اما درباره حدود و شیوه بهکارگیری آن اختلاف نظر جدی وجود دارد.
تفسیر علمی تجربی
دانشنامه اسلامی
[ویکی اهل البیت] در این روش تفسیری، مفسر می کوشد بین آیات قرآن و یافته های علم تجربی ارتباطی بیابد و به شرح آن بپردازد. از این روش با دیدگاه مخالف و موافق، تعاریف مختلفی شده و در اغلب آنها به سخنان امام محمد غزالی (متوفی 505) و نقد ابوالقاسم شاطِبی (متوفی 590) استناد گردیده است.
این دو اندیشمند پیشگام، به رغم این که تفسیر مستقلی بر قرآن ننگاشته اند، در بحث از علوم ضروری برای فهم قرآن به این موضوع پرداخته اند که آیا می توان در تفسیر قرآن از علومی بهره گرفت که در زمان نزول قرآن برای مردم ناشناخته بوده است. غزالی موافق بهره گیری از این علوم است و به پیروی از آرای وی، زرکشی (متوفی 794) و سیوطی (متوفی 911) آرایی در تأیید تفسیر علمی ابراز داشته اند. شاطبی نخستین مخالف این دیدگاه بوده است. مفسران متأخری همچون امین خولی، بر مبنای آرای شاطبی ولی در شکلی جدید با تفسیر علمی مخالفت کرده اند.
در مورد مفهوم علم و تفسیر و تفسیر علمی، دیدگاه های مختلفی وجود دارد. مقصود از تفسیر، فهم معانی و مقاصد آیات قرآن است. و منظور از علم علوم تجربی است که به دو شاخه علوم طبیعی (همچون فیزیک، شیمی، پزشکی و کیهان شناسی) و علوم انسانی همچون جامعه شناسی، روان شناسی تقسیم می شود اما صاحبنظران تعریف های متعددی در مورد تفسیر علمی ارائه کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود: دکتر ذهبی در مورد تعریف تفسیر علمی می نویسد: مقصود ما از تفسیر علمی آن تفسیری است که اصطلاحات علمی را بر عبارات قرآن حاکم می کند و تلاش می نماید علوم مختلف و نظریات فلسفی را از قرآن استخراج سازد.
البته ایشان تفسیر علمی را اعم از تفسیر فلسفی دانسته است در حالی که بنابر تعریف مشهور این دو روش تفسیری از هم جداست و در این جا علوم تجربی در برابر علوم عقلی (مثل فلسفه) مقصود است.
همچنین ایشان به دو قسم از تفسیر علمی یعنی «تحمیل نظریه ها بر قرآن» و «استخراج علوم از قرآن» اشاره کرده است در حالی که قسم سومی از تفسیر علمی وجود دارد که همان «استخدام علوم در فهم قرآن» است.
آقای امین الخولی در مورد تفسیر علمی می نویسد: «آن تفسیری است که طرفدارن آن اقدام به استخراج همه علوم قدیم و جدید می کنند قرآن را میدان وسیعی از علوم فلسفی، انسانی در زمینه پزشکی، کیهان شناسی و فنون مختلف می دانند و اصطلاحات علمی را بر قرآن حاکم می کنند و می کوشند این علوم استخراج کنند.
این تعریف نیز به دو قسم تفسیر علمی یعنی استخراج علوم از قرآن و تحمیل نظریات بر قرآن اشاره کرده است اما به قسم سوم یعنی استخدام علوم در فهم قرآن اشاره نکرده است.