تفروق
مترادفها
جدایی، تفرقه، اختلاف، پراکندگی
متضادها
اتحاد، وحدت، توافق
لغت نامه دهخدا
تفروق. [ ت ِ ] ( ع اِ ) غلاف بر خرما و مانند آن. ( منتهی الارب ). خوشه خرما. ( ناظم الاطباء ).
جدایی، تفرقه، اختلاف، پراکندگی
اتحاد، وحدت، توافق
تفروق. [ ت ِ ] ( ع اِ ) غلاف بر خرما و مانند آن. ( منتهی الارب ). خوشه خرما. ( ناظم الاطباء ).