تعکف

مترادف‌ها

گوشه‌نشینی، تمرکز، عبادت

متضادها

بی‌توجهی

لغت نامه دهخدا

تعکف. [ ت َ ع َک ْ ک ُ ] ( ع مص )خود را بند کردن و بازداشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). اعتکاف. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تُ عَ کُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) گوشه گرفتن، خلوت گزیدن.

کلمات مرتبط