تعفیف

مترادف‌ها

پاکدامنی، پرهیزگاری، عفت، خویشتن‌داری

متضادها

بی‌شرمی، فحشا

لغت نامه دهخدا

تعفیف. [ ت َ ] ( ع مص ) خورانیدن کسی را بقیه شیر که در پستان مانده.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعفف شود.

کلمات مرتبط