واژه «تعظّل» در زبان عربی و در متون فارسی قدیم به معنای گرد آمدن گروهی از مردم بر گرد یک فرد یا یک موضوع خاص به کار میرود و در سادهترین بیان، به حالتی اشاره دارد که چند نفر یا جمعی از افراد به دور کسی جمع شوند. این گرد آمدن میتواند به دلایل مختلفی صورت گیرد، اما در بسیاری از کاربردهای قدیمی، معنای آن بیشتر به تجمعی همراه با فشار، درگیری یا حتی قصد آزار رساندن به یک فرد نزدیک بوده است. به بیان روشنتر، «تعظّل» زمانی رخ میدهد که گروهی از افراد به طور همزمان متوجه یک شخص شوند و او را در موقعیتی قرار دهند که از نظر اجتماعی یا جسمی تحت فشار قرار گیرد. در برخی منابع، این واژه بهطور خاص برای حالتی به کار رفته که جمعی از مردم برای آسیب زدن یا کتک زدن کسی دور او جمع میشوند. از این رو، این اصطلاح اغلب بار معنایی منفی دارد و نشاندهنده نوعی رفتار جمعی ناپسند یا خشونتآمیز است. در متون کهن، استفاده از این واژه برای توصیف موقعیتهایی بوده که فردی در برابر جمع قرار میگرفته و از سوی آنان مورد تهدید یا تعرض واقع میشده است. از نظر زبانی، «تعظّل» مصدر عربی است و در فارسی بیشتر در متون ادبی یا لغوی دیده میشود و در زبان امروز کمتر کاربرد دارد. این واژه میتواند به صورت کلی نیز به هر نوع تجمع ناگهانی و فشرده افراد اطلاق شود، هرچند معنای اصلی آن همراه با نوعی فشار یا قصد ناخوشایند است. در مجموع، «تعظّل» به معنای جمع شدن گروهی از افراد بر گرد یک نفر، بهویژه با نیت فشار آوردن یا آسیب رساندن به اوست و در متون قدیم برای بیان چنین موقعیتهایی به کار رفته است.
تعظل
لغت نامه دهخدا
تعظل. [ ت َ ع َظْ ظُ ] ( ع مص ) گرد آمدن بر کسی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جمع شدن قوم بر کسی و گفته اند گرد آمدن بر کسی برای مضروب ساختن وی. ( از اقرب الموارد ).