تعروش

لغت نامه دهخدا

تعروش. [ ت َ ع َ وُ ] ( ع مص ) متعلق کاری شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || درنگ کردن بمکانی. ( از اقرب الموارد ). || بر ستور سوار گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بر چارپا سوار شدن. ( از اقرب الموارد ).

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز