تعجیلانه
مترادفها
شتابزده، عجولانه
متضادها
آرام، با تامل، شتابناپذیر
لغت نامه دهخدا
تعجیلانه. [ ت َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بطور تعجیل و بچابکی و جلدی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعجیل شود.
شتابزده، عجولانه
آرام، با تامل، شتابناپذیر
تعجیلانه. [ ت َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بطور تعجیل و بچابکی و جلدی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعجیل شود.