تعبیرگو
مترادفها
تعبیرکننده، خواببین، مفسر
لغت نامه دهخدا
تعبیرگو. [ ت َ ] ( نف مرکب ) معبر. ( آنندراج ).معبر و آنکه تعبیر خواب بیان کند. گزارشگر و گزارش کن. ( ناظم الاطباء ). خوابگزار. و رجوع به تعبیر شود.
جمله سازی با تعبیرگو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او که به عنوان یک تعبیرگو در میان مردم شهر شناخته میشد، با دقت بسیار زیاد خوابهای عجیب و غریب مردم را تحلیل میکرد تا به آنها آرامش ببخشد.
💡 در داستانهای قدیمی، معمولاً یک تعبیرگو در دربار حضور داشت تا خوابهای پادشاه را با دقت تفسیر کرده و از آینده با ظرافت بسیار زیاد خبر دهد.
💡 اگر به دنبال یک تعبیرگو هستید که بتواند معنای نهفته در رویاهای شما را با دقت و دانش کافی برایتان بازگو کند، باید حتماً با متخصصان مشورت کنید.