تعاظم

لغت نامه دهخدا

تعاظم. [ ت َ ظُ ] ( ع مص ) بزرگی نمودن. ( زوزنی ). تکبر. ( اقرب الموارد ). بزرگ شدن بر کسی: تعاظمه؛ بزرگ شد بر وی، و یقال: امر لایتعاظمه شی ٔ؛ یعنی کاری است که چیزی نسبت به آن بزرگ نیست. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

بزرگی نمودن، تکبر کردن، بر دیگری بزرگی نمودن.

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز