تطرف

مترادف‌ها

افراط، تندروی

متضادها

اعتدال، میانه روی

لغت نامه دهخدا

تطرف. [ ت َ طَرْ رُ ] ( ع مص ) نو گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ). گزیدن چیزی را. ( از ذیل اقرب الموارد ). || در اطراف چراگاه چریدن ناقه و نیامیختن با دیگران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || از حد اعتدال گذشتن در مسأله ای. || آمدن به طرف. || گرفتن از اطراف چیزی. تحیف. || غارت بردن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

نو گرفتن در اطراف چراگاه چریدن ناقه و نیامیختن با دیگران

جمله سازی با تطرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مقابله با پدیده تطرف در جوامع مدرن نیازمند تدابیر آموزشی و فرهنگی گسترده‌ای است تا از شکل‌گیری افکار تندروانه در میان نسل‌های جوان جلوگیری شود.

💡 بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ریشه‌های اصلی تطرف را باید در نابرابری‌های اقتصادی و نبود فرصت‌های برابر در ساختارهای اجتماعی و سیاسی جستجو کرد.

💡 مدیریت بحران در برابر جریان‌های تطرف باید با استفاده از گفتگوهای منطقی و ترویج مدارا در محیط‌های آموزشی و رسانه‌ای به صورت مستمر دنبال شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران