تضاجر
مترادفها
غوغا، هیاهو، سر و صدا، جنجال، همهمه
لغت نامه دهخدا
تضاجر. [ ت َ ج ُ ] ( ع مص ) اندوهناک نمودن خود را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
غوغا، هیاهو، سر و صدا، جنجال، همهمه
تضاجر. [ ت َ ج ُ ] ( ع مص ) اندوهناک نمودن خود را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).