تشرید
مترادفها
پراکندگی، پخش شدن، پراکنده شدن
متضادها
تجمع، تمرکز
لغت نامه دهخدا
تشرید. [ ت َ ] ( ع مص ) راندن. ( تاج المصادربیهقی ). رمانیدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). راندن و پراکنده نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). طرد کردن. رمانیدن. تفریق. ( از اقرب االموارد ). || شنوانیدن عیب کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) راندن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شریعت آوردن آیین نهادن.
راندن رمانیدن
ویکی واژه
راندن.