تشجب

مترادف‌ها

حیرت، شگفتی، تعجب، بهت

متضادها

بی‌تفاوتی، عادی بودن

لغت نامه دهخدا

تشجب. [ ت َ ش َج ْ ج ُ ] ( ع مص ) اندوهگین شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تحزن. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).

جمله سازی با تشجب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همه حاضران در آن جلسه با احساس تشجب بسیار زیاد، از تصمیم ناگهانی و غیرمنتظره رئیس هیئت مدیره در مورد تغییر سیاست‌ها مبهوت شدند.

💡 وقتی او با وجود تمام سختی‌ها توانست به قله کوه برسد، نگاه‌های پر از تشجب و تحسین اطرافیان را از خود برانگیخت.

💡 تعجب و تشجب از رفتار عجیب آن کودک در میان جمعیت، باعث شده بود که همه با کنجکاوی و دقت زیاد به او خیره شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران